- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 725
- بازدید: 114
- 1405/02/08 - 11:15:56
یادداشت
روایت جنگ با انیمیشن لگویی
با استفاده از انیمیشن لگویی میتوان نشان داد که چگونه روایتها ساخته میشوند، چگونه اطلاعات دستکاری میشوند و چگونه افکار عمومی شکل میگیرد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سیفار» به نقل از «سبلان ما»، محمد مددی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: روایت جنگ میان ایران و آمریکا از خلال پویانماییهای لگویی، ایدهای است که در نگاه نخست شاید متناقض به نظر برسد؛ چراکه جنگ، مفهومی جدی، تلخ و پیچیده است، درحالیکه لگو معمولاً با دنیای بازی، خلاقیت و کودکی پیوند خورده است. اما دقیقاً همین تضاد میتواند بستری تازه برای بازنمایی روایتهای جنگی فراهم کند؛ بستری که هم فاصلهگذاری ایجاد میکند و هم امکان بازاندیشی در مفاهیم را به شیوهای متفاوت به مخاطب ارائه میدهد.
در
چنین روایتی، استفاده از انیمیشن لگویی باعث میشود خشونت مستقیم جنگ تا
حدی تعدیل شود. شخصیتها به شکل فیگورهای کوچک و ساده ساخته میشوند و
صحنههای نبرد، بهجای نمایش واقعگرایانه و گاه آزاردهنده، حالتی نمادین
پیدا میکنند. این ویژگی به سازندگان اجازه میدهد تا بهجای تمرکز صرف بر
تخریب و درگیری، به لایههای عمیقتر مانند تصمیمگیریهای سیاسی، پیامدهای
انسانی و سوءتفاهمهای فرهنگی بپردازند.
یکی از مهمترین
ظرفیتهای این نوع روایت، امکان چندصدایی بودن آن است. در یک انیمیشن
لگویی، میتوان شخصیتهایی از هر دو سوی درگیری را به تصویر کشید؛ سربازان،
شهروندان عادی، سیاستمداران و حتی خبرنگاران. هر یک از این شخصیتها
میتوانند دیدگاه خاص خود را داشته باشند و داستان را از زاویهای متفاوت
روایت کنند. این امر باعث میشود مخاطب بهجای پذیرش یک روایت یکجانبه، با
پیچیدگیهای واقعی یک درگیری آشنا شود.
همچنین، زبان بصری لگو به
طور ذاتی ساده و مینیمال است، اما همین سادگی میتواند به یک ابزار
قدرتمند تبدیل شود. برای مثال، یک شهر ساختهشده از آجرهای لگویی که
بهتدریج در اثر جنگ فرومیریزد، میتواند نمادی تأثیرگذار از ویرانی باشد،
بدون آنکه نیاز به جزئیات گرافیکی سنگین داشته باشد. این نوع تصویرسازی،
بهویژه برای مخاطبان جوانتر، قابلفهمتر و درعینحال تأملبرانگیز است.
از
سوی دیگر، استفاده از انیمیشن لگویی میتواند بهنقد رسانهها و نحوه
بازنمایی جنگ نیز کمک کند. در این قالب، میتوان نشان داد که چگونه
روایتها ساخته میشوند، چگونه اطلاعات دستکاری میشوند و چگونه افکار
عمومی شکل میگیرد. برای نمونه، میتوان صحنههایی را طراحی کرد که در
آنها شخصیتها مانند قطعات لگو توسط نیروهای مختلف جابهجا میشوند؛
استعارهای از اینکه افراد و حتی حقیقت، گاه در خدمت اهداف بزرگتر قرار
میگیرند.
نکته مهم دیگر، ظرفیت طنز ظریف در این نوع روایت است.
طنز در اینجا به معنای سبکسازی موضوع نیست، بلکه ابزاری برای ایجاد فاصله و
دعوت به تفکر است. یک دیالوگ ساده یا موقعیتی غیرمنتظره در دل یک صحنه جدی
میتواند مخاطب را وادار کند تا درباره پوچی برخی از جنبههای جنگ
بیندیشد. این رویکرد، بهویژه در قالب لگویی که خود حالتی بازیگونه دارد،
بهخوبی قابل اجراست.
بااینحال، چنین پروژهای با چالشهایی نیز
همراه است. مهمترین چالش، حفظ تعادل میان سرگرمی و مسئولیتپذیری است. اگر
روایت بیش از حد ساده یا کودکانه شود، ممکن است عمق موضوع از بین برود. در
مقابل، اگر بیش از حد جدی و سنگین باشد، ممکن است با قالب لگویی همخوانی
نداشته باشد.
روایت جنگ ایران و آمریکا با پویانماییهای لگویی توانست بهعنوان یک تجربه هنری و رسانهای نوآورانه مطرح شود؛ تجربهای که نهتنها داستانی درباره درگیری نظامی روایت میکند، بلکه به بررسی مفاهیمی چون قدرت، هویت، ترس و امید نیز میپردازد. این نوع روایت توانست پلی باشد میان نسلها و فرهنگها، و فرصتی فراهم کرد تا مخاطبان با نگاهی تازه به یکی از پیچیدهترین موضوعات جهان معاصر بنگرند.
روایت شهادت کودکان میناب و علت و اساس جنگ رژیم صهیونیستی آمریکایی با ایران و دفاع جانانه رزمندگان و حمایت ملت ایران در این قالب بهخوبی توانست در سطح جهانی تأثیر بسزایی در افکار عمومی ایجاد کند و شاید به جرات میتوان گفت که در بیشتر بازههای زمانی برخلاف اینکه بودجههای هنگفت و غولهای رسانهای در دستبسته در اختیار غرب بودهاند؛ اما حتی به اذعان خود ترامپ ایران در جنگ رسانهای خوب عمل کرد.انتهای خبر/ خ
دیدگاهها