سیفار

پایگاه خبری تحلیلی

سیفار

سه‌شنبه 5 خرداد 1405
  • گروه: اجتماعی
  • کد خبر: 650
  • بازدید: 69
  • 1405/01/12 - 23:57:24

آری ایرانی‌ها‌ به جمهوری اسلامی این‌بار زیر بمباران

آری ایرانی‌ها‌ به جمهوری اسلامی این‌بار زیر بمباران

۱۲ فروردین روز آری به جمهوری اسلامی در قلب تاریخ جاودانه شد و اکنون ۴۷ سال پس از انقلاب، ایرانی‎ها این‌بار نه با کاغذ و قلم، بلکه با حضور در میدان و زیر بمباران، به جمهوری اسلامی آری گفتند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سیفار» به نقل از «سبلان ما»، اوایل شب تولد جمهوری اسلامی ایران بود که سمت محل اجتماع شبانه اردبیلها در مقابل مصلی اردبیل راه افتادم؛ خیابان‌ها آرامِ آرام جان می‌گرفتند. هوا کمی سردتر از چند ساعت پیش بود و صدای قدم‌های مردمی که به‌ سمت مراکز حضور می‌رفتند، حس یک شب متفاوت را القا می‌کرد. در چهره هرکس ردّی از مسئولیت و نوعی جدیت دیده می‌شد؛ چیزی که ناخودآگاه مرا هم درگیر می‌کرد.

رفراندوم امروز ایرانی‌ها آری به جمهوری اسلامی

 جلوی مصلی اردبیل روی سکو زنی حدوداً پنجاه و اندی ساله ایستاده بود. وقتی از او پرسیدم چه احساسی دارد، لبخند ملایمی زد و گفت: این روزها برای من همیشه یادآور یک‌جور تولد دوباره است. حس می‌کنم دارم سهمم را ادا می‌کنم.

 چند قدم آن‌طرف‌تر، پسری جوان که همراه دوستانش آمده بود، با انرژی حرف می‌زد. می‌گفت این روز برایش بخشی از خاطرات خانوادگی است و ادامه داد: مامانم همیشه با شوق از اولین‌بار حضورش صحبت می‌کرد. امروز که خودم این‌جام، انگار دارم همان لحظه‌ها را از نزدیک می‌بینم.

 فاصله میدان عالی‎قاپو، سی‌متری تا مصلی را که قدم می‌زدم، از ترکیب صداها و حرکت‌ها تصویر یک صحنه زنده شکل می‌گرفت؛ مردی مسن ایستاده بود و آرام به رفت‌وآمد مردم نگاه می‌کرد. وقتی نزدیک شدم، زیر لب گفت: آدم با دیدن این حضورها دل‌گرم می‌شود. این حس همدلی ارزشمند است.

 در داخل تجمع سی و یکمین روز از حماسه خیابان، صف‌ها آرام و منظم جلو می‌رفت و نگاه‌ها جدی اما آرام بود. بیشتر مردم شعار کوبنده سر می‎دهند و برخی‌ها ذکر می‌گفتند، بعضی‌ها با هم آهسته حرف می‌زدند، و برخی مثل من فقط نگاه می‌کردند تا لحظه‌ها را ثبت کنند.

 هرچقدر شب به ساعت ۲۱ جلوتر می‌رفت، جمعیت بیشتر و حسِ جمعی پررنگ‌تر می‌شد. حضور نسل‌های مختلف، از نوجوان تا سالمند، به صحنه نوعی هماهنگی می‌داد؛ هماهنگی‌ای که در خیلی از روزهای معمولی نمی‌شود دید.

 وقتی بالاخره به وسط جمعیت رسیدم خیابان‌ها از سمت هر چهار ورودی این مکان شلوغ‌تر شده بود و حس زنده‌ای در فضا جریان داشت. برای من، این شب ۱۲ فروردین‎ماه یک رویداد نبود؛ تجربه‌ای بود که در آن «مشارکت» معنایی عینی و ملموس پیدا می‌کرد. مردم در کنار هم بودند، بی‌آنکه به تفاوت‌ها فکر کنند، و همین همراهی جمعی، مهم‌ترین تصویر روز بود؛ حتی گزارش‎های میدانی از شمال تا جنوب استان اردبیل نیز از روایت دلدادگی مردمی حکایت دارد که با همه وجود پای عهدی که بسته‎اند، ایستادند و هنوز هم بعد ۴۷ سال از روز تولد جمهوری اسلامی فریاد می‌زنند: جمهوری اسلامی.



۱۲ فروردین؛ روزی که ایران دوباره هویت خود را بازیافت

مادری از دیار مشگین‎شهر که همراه فزندانش در این حماسه حضور دارد به خبرنگار «سبلان ما»، می‎گوید: ۱۲ فروردین، روزی است که تاریخ ایران به طرز شگفت‌انگیزی تغییر کرد. روزی که مردم این سرزمین با اراده و همت خود، به طوفانی از اراده تبدیل شدند و در برابر تمام دشمنان داخلی و خارجی ایستادند تا سرنوشت خود را خودشان رقم بزنند. روزی که ایران دوباره هویت خود را بازیافت و جمهوری اسلامی را با تمامی باورهایش بر سرزمین گسترد.

 این شیرزن مشگین‎شهری ادامه داد: آن روز، وقتی مردم از خانه‌های خود بیرون آمدند، نه‌تنها به پای صندوق‌های رأی رفتند، بلکه با هر قدمی که برداشتند، سرنوشت خود را در دستانشان گرفتند. خیابان‌ها پر از شور و شوق بود. زنان، مردان، جوانان و پیران، همه و همه در کنار هم ایستادند و صدا زدند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر؛ این همان پیامی بود که از دل ملت برخاست و در سراسر جهان طنین‌انداز شد.


در هر گوشه از خیابان‌ها، می‌توانی نگاه‌های پر از امید و شور را ببینی و البته  زنان میدان داران این حماسه هستند؛ بانویی که سال‌ها پیش از آن روزها خود را در هیاهوی زندگی و کار روزمره گم کرده بود، امروز در همان خیابان‌ها در حماسه حضور شرکت دارد، می‌گوید: آن روز در صندوق رأی ایستادم و با دست خودم رأی دادم به آینده‌ای که خودم و فرزندانم در آن زندگی کنیم. هرگز فراموش نمی‌کنم آن لحظه‌ای را که احساس کردم صاحب این سرزمین هستم.

یکی از مادران هم که آن روزها فقط یک بچه بود، امروز با نگاه پر از غرور و اشک شادی می‌گفت: آن روز فقط ۱۲ سال داشتم، اما همان موقع در دل من آتش عشق به این خاک روشن شد. امروز نمی‌توانم تصور کنم که در کشوری دیگر زندگی کنم. اینجا جایی است که تاریخ در آن متولد شد.


 همچنین یکی از مردان میانسال که در اجتماعات پارس‎آباد حضور دارد، با صدای رسا بیان کرد: آن روز در ۱۲ فروردین‌ماه، ایران برای همیشه از نو متولد شد. همه چیز عوض شد، اما درعین‌حال چیزهایی به نام عشق به کشور، به انقلاب، به آینده‌ای روشن ثابت ماند.

 این دلیرمرد مغانی ادامه داد: ۱۲ فروردین برای ایرانیان فقط یک تاریخ نیست. این روز به‌یادماندنی، یادآوری ز تاریخ‌ساز شدن یک ملت، از ایستادگی در برابر سختی‌ها، از پذیرفتن مسئولیت برای ساختن فردایی بهتر است. این روز نشان‌دهنده قدرت مردم ایران است که با دستان خود، سرنوشتشان می‌سازند، هرچند که هرگز این مسیر آسان نبوده است.


ایران همیشه ایستاده است

جوان مغانی که پرچم در دست دارد اضافه می کند : ۱۲  فروردین روزی است که به ما می‌آموزد که هیچ چیزی در برابر اراده مردم نمی‌تواند ایستادگی کند. اگر امروز ایران پرچم خود را با افتخار در دستانش نگه داشته، به خاطر همان تصمیم بزرگ مردمی است که در روز ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ با آگاهی، با عشق و با امید به آینده، تصمیمی گرفتند که هنوز هم طنین‌اش در گوش جهان شنیده می‌شود.


۱۲ فروردین، روزی که ایران در قلب تاریخ جاودانه شد

شهروند دیگری از دیار کوثر  به خبرنگار ما می‎گوید: ۱۲ فروردین، روزی است که ایران با اراده مردمش در برابر همه طوفان‌ها ایستاد و خود را از نو تعریف کرد. روزی که صدای یک ملت، با اعتماد به نفس و همبستگی، در گوش دنیا پیچید. ایران به عنوان یک جمهوری اسلامی قد علم کرد و مردم از هر قوم و نژاد، از هر رنگ و زبان، با دل‌های پر از امید، یک صدا فریاد زدند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر.

این جوان  ادامه  داد: همانطور که در میدان‌ها و خیابان‌ها مردم با چشمانی برافروخته و دست‌هایی پر از آرزو به سوی آینده قدم می‌زدند، تمام دنیا شاهد تاریخ‌سازی بود که در دل همین سرزمین شکل می‌گرفت. اما این فقط یک روز از تقویم نبود، بلکه فصلی جدید در تاریخ ایران بود، فصلی که هر ایرانی با پوست و گوشت خود آن را لمس کرد.



یک جوان خلخالی که هنوز خاطرات آن روزها را از مادرش شنیده بود، با شور و هیجان گفت: ما نسل انقلابیم! آن روز که ایرانیان پای صندوق‌ها رفتند، فقط برای یک انتخاب نبود، بلکه برای ساختن آینده‌ای ایستادند که امروز در آن زندگی می‌کنیم.

زنی کهنسالی که آن روزها در کنار همسر به پای صندوق رأی رفته بود و اکنون  مهمان خلخالی‎ها در این شرایط جنگی است یادآوری کرد: حس کردم که دارم یک تاریخ می‌سازم. تاریخ نه فقط برای خودم، بلکه برای همه نسل‌ها، برای کشورم، برای فرزندانی که می‌خواستم فردایی روشن برایشان بسازم.

همسر مسن این خانم  که آن روز‌ها جوانی سرشار از شور بود، ادامه داد: آن روز، من تصمیم گرفتم با دست خودم سرنوشت مملکتم رو بسازم. امروز می‌بینم که همان تصمیم، ایران ر به اوج اقتدار و صلابت رساند.



۱۲ فروردین، روزی که ما ایستادیم

پیرمرد عشایر بیله‎سواری که اکنون پای ثابت تجمعات شبانه برای دفاع از کشور و انقلاب است  با چهره‌ای پر از افتخار می‌گوید: ما ۱۲ فروردین را با خون و جان خود امضا کردیم. آن روز، دست خودمان بود که به سرنوشت کشورمان شکل داد. جمهوری اسلامی برای ما معنای آزادی بود.

 این مرزدار غیور اضافه کرد: ۱۲ فروردین، تنها یک روز در تقویم نیست. این روز نشانه‌ای از اراده‌ای است که هیچ‌چیز نمی‌تواند آن را متوقف کند. روزی که نشان داد مردم ایران همیشه پای آرمان‌هایشان ایستاده‌اند، حتی اگر دنیا علیه‌شان باشد. این روز، یادآور ایستادگی، اتحاد و امید است. روزی که جمهوری اسلامی نه فقط در سرزمین ایران، بلکه در دل‌ها و ذهن‌ها ثبت شد و مسیر جدیدی را برای ایرانیان گشود.

رأی آری ایرانی‌ها به جمهوری اسلامی اینبار زیر بمباران 

نوجوان اهل کوثر که هنوز با شور و شعف از تماشای تصاویر انقلاب صحبت می‌کرد، گفت: ۱۲ فروردین شاید یادآوری گذشته‌ها باشد، ولی برای من این روز یادآوری می‌کند که مردم ایران همیشه و همیشه برای کشورش ایستاده‌اند و خواهند ایستاد.

 مردم ایران ۴۷ سال پس از انقلاب، این‌بار نه با کاغذ و قلم، بلکه با حضور در میدان و زیر بمباران، بار دیگر نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را انتخاب کردند.






انتهای خبر/ خ

اشتراک‌گذاری

  • آری ایرانی‌ها‌ به جمهوری اسلامی این‌بار زیر بمباران

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
بیست‌ونه منهای نه