- گروه: اقتصادی
- کد خبر: 598
- بازدید: 0
- 1404/12/29 - 15:37:54
شِکِل در گرداب جنگ و تورم
سه هفته از آغاز تجاوز مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران میگذرد؛ اما این بار قواعد بازی تغییر کرده است. خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاعرسانی راه دانا در این گزارش تحلیلی نشان میدهد که چگونه هزینههای سرسامآور جنگ، نه تنها
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سیفار» به نقل از راه دانا؛ با گسترش درگیریهای نظامی میان ایران و رژیم صهیونیستی، یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان به کانون اصلی بحران تبدیل شده است. تنگه هرمز که روزانه حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از آن عبور میکند، این روزها به خط مقدم رویارویی اقتصادی تبدیل شده است.آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر اختلال در این آبراه استراتژیک، معادله جدیدی را رقم زده است. وابستگی شدید کشورهای صنعتی و به ویژه آمریکا به نفت عبوری از این تنگه، نقطه فشار مهمی را در اختیار ایران قرار داده که آثار آن روز به روز آشکارتر میشود.
نفت ۱۲۰ دلاری؛ شوکی که اقتصاد جهان را لرزاند
نگرانیها از کاهش عرضه نفت در پی تنشهای اخیر، قیمت طلای سیاه را به آسمان کشاند. نفت خام برنت در هفتههای گذشته چندین بار از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و در مقاطعی به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه نیز رسید.
این جهش قیمتی، زنجیرهای از افزایش هزینهها را به راه انداخته است. از حملونقل گرفته تا تولید کالاهای صنعتی، همگی زیر بار افزایش قیمت انرژی خم شدهاند. کارشناسان اقتصادی معتقدند این بحران، موج دوم فشارهای اقتصادی را ایجاد خواهد کرد که دامنه آن بسیار فراتر از مرزهای سرزمینهای اشغالی خواهد بود.
اقتصاد اسرائیل در تله بحران جهانی انرژی
بنیامین بنتال، رئیس برنامه سیاستگذاری اقتصادی در مرکز تحقیقات تائوب، در گفتوگو با رسانههای عبری زبان، به نکته مهمی اشاره کرده است. به گفته او، اقتصاد اسرائیل به دلیل پیوند عمیق با اقتصاد جهانی، ناگزیر از تحمل بخش قابل توجهی از پیامدهای بحران انرژی خواهد بود.
وی تأکید کرده که شوک افزایش قیمت انرژی، مرز نمیشناسد و اقتصاد رژیم صهیونیستی نیز از این قاعده مستثنی نیست. در شرایطی که جهان با گرانی بیسابقه حاملهای انرژی مواجه میشود، تلآویو نیز باید خود را برای تبعات آن آماده کند.
از کارخانه تا سفره؛ تورم دوباره جان میگیرد
استبان کلور، استاد اقتصاد دانشگاه عبری قدس، با نگاهی دقیقتر به پیامدهای این بحران پرداخته است. او توضیح میدهد که نفت و گاز تنها برای سوخت خودروها مصرف نمیشوند، بلکه یکی از مهمترین نهادههای تولید در اقتصاد مدرن محسوب میشوند.
به گفته کلور، تقریباً تمامی شرکتها در فرآیند تولید خود از انرژی استفاده میکنند. وقتی قیمت انرژی افزایش پیدا میکند، هزینههای تولید نیز بالا میرود و این افزایش هزینه در نهایت به مصرفکنندگان منتقل میشود.
نتیجه این فرآیند، افزایش نرخ تورم است. در شرایطی که دستمزدها همپای قیمتها افزایش نمییابند، قدرت خرید خانوارها کاهش مییابد. کلور هشدار میدهد که این وضعیت به تدریج سطح رفاه اقتصادی ساکنان سرزمینهای اشغالی را کاهش خواهد داد.
گرانی مواد غذایی؛ ضربهای که از راه میرسد
بازار مواد غذایی نخستین بخشی است که زیر بار افزایش قیمت انرژی خم میشود. رژیم صهیونیستی بخش قابل توجهی از مواد اولیه مورد نیاز صنایع غذایی خود، از جمله غلات، ذرت و کودهای کشاورزی را وارد میکند.
افزایش هزینه حملونقل دریایی و زمینی، به ویژه در شرایطی که مسیرهای انرژی و تجارت در خلیج فارس با اختلال مواجه شدهاند، قیمت این کالاها را به طور چشمگیری افزایش داده است.
این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم سرزمینهای اشغالی پیش از این نیز یکی از گرانترین مناطق جهان از نظر هزینههای زندگی بوده است. آمارها نشان میدهد هزینه زندگی در این منطقه حدود ۲۹ درصد بالاتر از میانگین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است. قیمت مواد غذایی نیز در این رژیم به طور قابل توجهی بالاتر از بسیاری از کشورهای اروپایی گزارش شده است.
هزینههای مستقیم جنگ؛ بودجهای که آب میشود
افزون بر پیامدهای بحران انرژی، اقتصاد رژیم صهیونیستی با هزینههای سنگین مستقیم جنگ نیز دستوپنجه نرم میکند. مخارج نظامی سرسامآور، خسارتهای ناشی از حملات موشکی و اختلال در فعالیت بخشهای مختلف اقتصادی، فشار مالی بیسابقهای بر کابینه نتانیاهو وارد کرده است.
حضور گسترده نیروهای ذخیره در ارتش، تعطیلی یا محدود شدن فعالیت مراکز آموزشی و اقتصادی، همگی به کاهش بهرهوری نیروی کار منجر شدهاند. کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند کاهش تولید و کاهش مصرف، رشد اقتصادی این رژیم را با کندی شدیدی مواجه خواهد کرد.
در چنین شرایطی، درآمدهای مالیاتی نیز کاهش مییابد. این موضوع کسری بودجه را افزایش داده و نیاز به استقراض کلان را بیش از پیش میکند. برخی تحلیلگران حتی معتقدند اگر این روند ادامه یابد، رژیم صهیونیستی ممکن است با بحران اعتباری مشابه دهه ۱۹۷۰ مواجه شود.
چشمانداز تاریک؛ آیا تاریخ تکرار میشود؟
کارشناسان اقتصادی معتقدند آینده اقتصاد در سرزمینهای اشغالی تا حد زیادی به نحوه پایان جنگ و میزان ثبات منطقهای در آینده بستگی دارد. اگر تنشها کاهش یابد و مسیرهای تجارت و انرژی به حالت عادی بازگردند، امکان بازیابی اعتماد سرمایهگذاران و مصرفکنندگان وجود خواهد داشت.
اما در مقابل، ادامه بیثباتی و افزایش هزینههای نظامی میتواند اقتصاد اسرائیل را وارد دورهای طولانی از رکود و فشار تورمی کند. برخی کارشناسان حتی هشدار میدهند که در صورت طولانی شدن این وضعیت، اقتصاد اسرائیل ممکن است با شرایطی مشابه رکود اقتصادی پس از جنگ یومکیپور در دهه ۱۹۷۰ مواجه شود.
دورهای که با تورم بالا، رشد اقتصادی پایین و کاهش قدرت خرید همراه بود و یک دهه بعد حتی به تغییر واحد پول در سرزمینهای اشغالی منجر شد. آیا تاریخ برای تلآویو تکرار میشود؟
به گزارش راه دانا؛ آنچه در سه هفته گذشته رخ داده، نشان میدهد که معادله جنگ به نفع ایران تغییر کرده است. تنگه هرمز که روزگاری تنها یک آبراه استراتژیک بود، امروز به ابزاری برای فشار بر اقتصاد جهانی و به تبع آن بر اقتصاد متجاوزان تبدیل شده است.
افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، موج تورمی که از کانال افزایش هزینه تولید به سفرههای مردم میرسد، هزینههای سرسامآور نظامی و کاهش بهرهوری اقتصادی، همگی دست به دست هم دادهاند تا رژیم صهیونیستی را در شرایطی قرار دهند که بسیاری از تحلیلگران آن را شبیه به بحران اقتصادی دهه ۱۹۷۰ توصیف میکنند.
در این میان، آنچه بیش از همه چشمگیر است، تغییر موازنه قدرت در منطقه است. ایران امروز نه با سلاح که با جغرافیای خود و با تکیه بر عمق استراتژیک تنگه هرمز، معادلات اقتصادی جنگ را به نفع خود تغییر داده است.
انتهای خبر/ خ
دیدگاهها