- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 532
- بازدید: 6
- 1404/12/16 - 20:43:37
روایت سبلان ما از دل سوگ و صلابت؛
کمک ترامپ به مردم ایران رسید!
کمک ترامپ به مردم ایران رسید!؛ اما نه آنگونه که وعده میدادند. آنچه رسید، آوار خانهها و داغ کودکان بود. در دل این سوگ بزرگ، مردم با اشک و خشم ایستادهاند و فریاد میزنند: ایران زنده است و تسلیم نمیشود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سیفار» به نقل از «سبلان ما»، تصویر رهبر شهید در کنار نوه خردسالش روی صفحه تلفن همراه ظاهر میشود. مردی که آن را میبیند، بغضش میشکند. اشک از چشمانش جاری میشود و با صدایی لرزان میگوید: میگفتند در پناهگاه است و قایم شده و مردمش زیر موشکباران هستند؛ اما وقتی از بین ما رفت، در اتاق کارش بود؛ همان اتاقی که ۳۶ سال و چند ماه، هر روز از ساعت پنج صبح در آن مشغول کار میشد.
او ادامه میدهد: تنها نبود. خانوادهاش هم کنارش بودند؛ همسر، دختر، عروس و حتی نوهاش. نوهاش فقط ۱۴ ماه داشت. پشت سرش خیلی حرفها میزدند، بدگویی میکردند؛ اما وقتی دیدند در همان اتاق کار و در کنار خانوادهاش شهید شده، نقشههایشان رنگ باخت.
عکس بعدی حال و هوای او را بیشتر دگرگون میکند؛ تصویری از کودکان مینابی در کنار رهبر شهید. صدایش حالا محکمتر میشود: رهبر با دخترشان پیش خدا رفت و این سند حقانیت است؛ حقانیت یک ستون، یک پدر و یک رهبر بینظیر. خیلیها تازه بعد از شهادتش فهمیدند چه کسی را از دست دادهاند.
او سپس خطاب به ترامپ و نتانیاهو میگوید: میگفتید به کمک ایرانیها میآیید؛ این بود کمکتان؟ کودکان ما را بکشید و خانههایمان را بزنید؟ لعنت به شما.
_16141115.jpg)
رهبر شهید جانش را هم فدای ایران کرد
در همین حال، شهروند دیگری به جمع اضافه میشود و میگوید: رهبر شهید دومین رهبری است که در ۱۵۰ سال اخیر در ایران ماند و با صلابت از کشور دفاع کرد و حتی جانش را هم فدای ایران کرد.
او ادامه میدهد: رهبران قبل از امام خمینی و امام خامنهای را ببینید؛ از محمدرضا پهلوی تا رضا میرپنج و احمدشاه. محمدرضا شاه را انگلیس و آمریکا روی کار آوردند، به او میگفتند شاه چمدانی؛ یعنی هر لحظه که سیا و موساد میگفتند برو، باید میرفت. رضاشاه هم در تبعیدی که خواست استعمارگران بود در جزیره موریس از دنیا رفت.
این شهروند با قاطعیت میگوید: حالا طرفداران همانها که اختیار از خود نداشتند دم از حکومت میزنند؛ اما رهبر ما با اینکه میدانست ماندن در بیت رهبری ممکن است جانش را به خطر بیندازد، ماند و با تقدیم جانش برای وطن، ایران را جاودانهتر کرد.
او اضافه میکند: زهی خیال باطلِ سلطنتطلبان. مگر میشود روی آدمی حساب کرد که برای کشتهشدن ۱۶۵ کودک ایرانی یک «آخ» هم نگفت، اما برای چهار سرباز آمریکایی که دستشان به خون ایرانیها آغشته است پیام همدردی صادر کرد؟ خودتان را گول نزنید؛ از گور سلطنتطلبها آبی برای شما گرم نمیشود.
این
شهروند اردبیلی ادامه داد: مرگ بر وطنفروشان، مرگ بر آمریکا و اسرائیل؛
ترامپ بداند که ما پرونده اپستین را فراموش نخواهیم کرد و قطعا این انسان
پلید را به سزای عملش می رسانیم.

آیا بمباران کودکان ما کمک ترامپ به ایران بود؟
کمی آن طرفتر، زنی که خود مادر است میگوید: ۱۶۵ کودک ما و کودکان غزه را ببینید. شما که میگفتید اسرائیل و آمریکا به کمک مردم میآیند، آیا بمباران کودکان ما کمک آنها بود؟
او تأکید میکند: ما عزاداریم، اما عزاداری ما پویا و از جنس عزاداری حسینی است و مطمئن باشید که ما پیروز خواهیم شد.
این
شیرزن اردبیلی میافزاید: نه تسلیم می شویم و نه سازش؛ ما انتقام داغ
عزیزانمان را میخواهیم و فرزندانمان در نیروهای مسلح با اقتدار کاری
کردهاند کارستان و ما مردم نیز در خیابانها هستیم و حضور داریم تا
نگذاریم که دست دشمن به کشورمان برسد.

پرچم ایران کفن ماست
کودکی پرچم ایران به دست رجز می خواند و میگوید: آمریکا و اسرائیل بترسید ما فرزندان مکتبی هستیم که زیر بار ذلت نرفت ما سقایمان حضرت ابوالفضل است؛ او که رسم وفاداری آموخت و سر تعطیم بز یزیدیان زمان نکرد و امامنامه یزیدیان را نپذیرفت و مولایی که ماند و در رکاب امام زمانش جاودانه شد.
این کودک اردبیلی ادامه داد: «شاه اسماعیل، شاه عباس، ایرانیلار ییخیلماز»؛ ما مریدان و رهروان سقای کربلا تا آخر ایستادهایم و به او مقتدا کردهایم ما هستیم تا پرچم ایران را به دست صاحب الزمان برسانیم.
این فرزند دیار سبلان اضافه کرد: ترامپ و نتانیاهو بدانند که انتقام سختی از آنها میگیریم؛ آنها در محاسباتشان اشتباه کردند و جز عدهای قلیل گول برنامه آنها را نخوردهاند ما هستیم تا ایران جاودانه بماند.

روایت از دل سوگ و صلابت
از میان جمع، دختری جوان با چشمانی سرخ و صدایی بغضآلود، گوشیاش را بالا میآورد. عکسی روی صفحه نشانم میدهد؛ تصویری از برادر دلیرش، جوانی خندان با لباسی ساده و نگاهی پر امید. لبخند میزند، اما اشک در چشمانش حلقهزده است.
میگوید:این عکس رو ببین… ببین چه خوشگله. برای ایرانمون رفت، برای وطنمون. از سه رنگ پرچم، قرمزش شد سهم ما… سبزش بشه سهم شما.
کلماتش لرزان است؛ اما محکم ادامه میدهد: برادرم رفت، ولی ما هستیم؛ تا راهش رو ادامه بدیم. ما زینبهای زمانهایم. تا آخرین قطره خون، پای وطن و دینمان میایستیم. ترامپ و دشمنانش بدانند که ما تا آخر ایستادهایم.
فضا سنگین است اما از دل اشکها، نوری از امید میتابد - امیدی که از خون شهیدان برمیخیزد. صدای جمع یکی میشود: ما ماندهایم تا وطن بماند.
انتهای خبر/ خ
دیدگاهها