شهروند خبرنگار



تازه‌های سایت




آمارگیر

کد مطلب: 27255
تاریخ انتشار: د, 1396/01/21 - 16:40
نقش رویکرد مشارکتی در توسعه شهری
مشارکت به عنوان یک فرایند اجتماعی و جامع سعی دارد همه گروه های مردم را در همه مراحل توسعه شرکت دهد.

به گزارش سیفار،  مفهوم مشارکت به عنوان یک فرایند اجتماعی و جامع سعی دارد همه گروه های مردم را در همه مراحل توسعه شرکت دهد از این دیدگاه مشارکت چیزی جز برناما های برای جامعه نیست بنابراین هدف آن نباید صرفاً اقتصادی یا سیاسی باشد بلکه  بایستی ارضای نیازهای اجتماعی، فرهنگی و قومی را نیز در بر گرفته و به ویژه آن را در چارچوب توسعه جامع، چند جانبه ومتوازن بگنجاند. مشارکت بدین دلیل فرایندی جامع است که مردم در هر مرحله توسعه اعم از برنامه ریزی، تصمیم گیری، اجرا، مدیریت، نظارت، ارزیابی، تجدید نظر در برنامه، ابتکارهای تازه و حتی سهیم شدن در منافع شرکت دارند. تمایل به تساوی بیشتردر توزیع مزایا و منافع حاصل از فعالیتهای مربوط به توسعه، نه تنها آرمانی عدالت خواهانه است، بلکه پیش شرط توسعه است.

 

امروزه تاکید بر پایداری و همه جانبه بودن توسعه، مشارکت مردمی در تمامی سطوح، توسعه را ضرورتی اجتناب ناپذیر کرده است.

 

شهرها به عنوان یک سیستم، در برگیرنده عناصر مختلفی هستند که انسانها به عنوان بازیگران سیستم شهری، نیازمند شناخت و آگاهی اند تا درچارچوب اصولی پایدار، برنامه ای جامع برای رسیدن به اهداف تعالی تدارک ببینند. از آنجایی که شهر به عامه شهروندان تعلق دارد وهدف نهایی هر نوع برنامه ریزی و طراحی شهری نیز به تأمین آسایش و رضایت آنان برمی گردد بنابراین طبیعی و ضروری است که خود آنان در شکل گیری، توسعه و نظارت و چگونگی بهره گیری از امکانات شهر دخالت فعال و مؤثر داشته باشند.چرا که شرط قرار گرفتن فرآیند برنامه ریزی وبرآیندهای آن در راستای منافع آن است که همه ی گروههای متأثر، هم به فرآیند برنامه ریزی دسترسی داشته باشند و هم در گرفتن تصمیم های مرتبط درگیر باشند. در این راستا مشارکت یکی از ابزارهای لازم برای دسترسی به شناخت و تصمیم گیری درست محسوب می شود که از طریق مراجعه به خرد جمعی، بهره گیری از تبادل نظر و توافق گروههای مؤثر در توسعه و عمران شهر بدست می آیند، مشارکت تنها راه بهره گیری از تمام امکانات طبیعی و انسانی شهر و شهروندان در جهت توسعه و عمران شهر است. با توجه به این ملاحظات موضوع مشارکت در امر برنامه ریزی و مدیریت توسعه وعمران به یک موضوع محوری و اساسی تبدیل شده است.
بنابراین رویکرد مشارکتی هم به عنوان مبنای تصمیم سازی و هم به عنوان شیوه ای برای دستیابی به فعالیت و همکاری مشترک در روند بهسازی زندگی فردی و جمعی یکی از لوازم جامعه ی مدنی و برنامه ریزی دمکراتیک محسوب می شود.

 

در الگوهای جدید برنامه ریزی و مدیریت شهری جهانی، اجرای پروژه های مشارکت شهری جایگاه خاصی یافته است. اجرای پروژه توسعه ی شهری نقش مشارکت شهروندی با الگوها ی متفاوت مبتنی برمشارکت افراد ، خانواده ها ، گروه ها ، سازمان ها ، نهادها و « یک فعالیت جمعی است مبتنی بربخش های خصوصی و عمومی است. اصطلاح تخصصی توسعه پایین به بالا، نیز ناظر به نقش مشارکتی مردم است و نقش مشارکتی مردم افراد ، گروهها ، سازمان ها در فرایند توسعه از جمله توسعه شهری واقعیتی انکار نا پذیر است. با رویکرد توسعه گرا، رکن اصلی اجرای پروژه های توسعه شهری،با عنوان ثروت مردم مشارکت همه جانبه یکان های سازنده جامعه شهری، افراد و گروههای شهری است. با توجه به اهمیت نقش مردم در جامعه ازمردم به عنوان ثروت واقعی هر جامعه یاد می شود. مشارکت شهری برای نظام مدیریت شهری و توسعه شهری کارکردهایی گوناگون دارد. از جمله این کارکردها میتوان به افزایش دسترسی به اطلاعات شهری، تعیین حقوق توسعه شهری، تعیین اولویتها ونیازهای شهروندان و کوشش جمعی برای اجرای پروژه توسعه شهری اشاره کرد. با توجه به رشد فزاینده شهرنشینی، پیچیده شدن مسائل شهری و بروز مشکلات عمده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، حمل و نقل،…در شهرها، لزوم چاره اندیشی و بکارگیری برنامه ای جامع برای مواجه با اینگونه مسائل و بهبود زندگی شهری امری ضروری است. درواقع این رویکرد که در چارچوب سیاست گذاریهای بهبود و توانمندسازی مدیریت شهری مطرح شده، می تواند ابزارهای کلیدی اثرگذاری را در اختیار نظام مدیریت شهری قرار دهد. در چارچوب یک مدیریت نوین شهری توجه به رویکردی مشارکتی در توسعه و مدیریت شهری ضروری به نظر می رسد.

 

چه خوشایند و دموکرات‌مآبانه است که هر کسی می‌تواند در تعیین سرنوشت شهر خود تصمیم‌گیرنده باشد، چقدر خوب است که ما می‌توانیم هر کسی را برای اداره شهرمان برگزینیم. می‌توانیم از بین انبوهی از آدم‌ها، هر کسی را که به او حس خوب ‌تری داریم انتخاب کنیم. از حس خوب به یک بچه محل گرفته تا اقوام یا فامیل دور، رفیق خودمان یا رفیق رفیقمان، یا چهره‌هایی که به هر دلیل آنها را زیاد در رسانه‌ها دیده‌ایم و برایمان چهره‌ای آشنایند، یا در میادین ورزشی برایمان افتخار آفریده‌اند.

 

به راستی جایگاه تخصص در مدیریت شهری ما کجاست؟ برنامه‌ریزان و طراحان شهری، اقتصاد‌دانان شهری، جامعه‌شناسان شهری، جغرافیدانان، کارشناسان ترافیک و منظر و محیط زیست و… تمامی این تخصص‌ها و بیشتر از اینها در مدیریت شهر ما چه جایگاهی دارند؟ به واقع بیایید بپذیریم که اداره یک شهر با تمام ساز و کارهایش، تخصص می‌خواهد. نمی‌توان برای درمان آرتروز به متخصص بیهوشی رجوع کرد.
نگاهی به شیوه اداره شهر و چگونگی مشارکت مردم در شهرهای پیشرفته و درحال پیشرفت دنیا بیندازیم و بپذیریم که هر کسی در جای خودش قرار بگیرد و بپذیریم که جایگاه تمام سلیقه‌ها و افراد یک شهر را برای اداره آن، در شورایاری‌ها و شوراهای محله- که عمیقا به اصل موضوع نزدیک ‌تر است و ظرفیت اصلاح قانون شوراهای شهر را میسر می‌کند- تعریف کنیم نه جایی همچون شورای شهر که تصمیمات حیاتی مانند انتخاب شهردار و نظارت بر عملکرد آن و رفع مشکلات عدیده شهر در آنجا گرفته می‌شود.

 

شاید ذکر این نکته ضروری باشد که از سر دلسوزی و شایدم وظیفه به نگاشتن این چند سطر روی آوردم امید است «تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران در سطح کلان کشور» به این موضوع با دقت نظر بیشتر و توجه ویژه نگاه کنند و رویکرد رفع نقاط ضعف و اصلاح قانون شوراهای شهر را در پیش گیرند چرا که احتمالا خود به این موضوع واقف می‌باشند و حتما به کرات شنیده‌اند که در میان سیستم‌ها و مسایل پیچیده روز دنیا، شهر به عنوان سیستمی بسیار پیچیده و پویا قلمداد می‌شود که بدون وجود مجموعه‌ای از متخصصان و آگاهان به مسایل و نارسایی‌های شهر، در مسیر حل مشکلات آن قدم برداشتن کاری بس دشوار است. مدیریت شهری عبارتی است که این روزها با نزدیک شدن انتخابات شوراها بیشتر از قبل دهان به دهان می‌چرخد و هر فردی که داعیه کاندیداتوری در انتخابات پیش رو را دارد به سادگی و به تکرار این عبارت را در سخنرانی‌ها و ایراد بیانات خود به کار می‌برد اما اینکه چقدر مدیریت شهری در جامعه ما و در نزد سخنوران معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا کرده، جای بحث و بررسی دارد.

 

ترکیب مدیریت و شهر، مفهوم ساماندهی به امور مربوط به برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل، در محدوده شهر را تداعی می‌نماید؛ مفهومی که در کشورهای مختلف به دلیل ساختارهای سیاسی و رویکردهای اقتصادی، نهادهای متفاوتی را با الگوهای متفاوتی در خود درگیر دارد.

 

بی‌تردید دستیابی به این اهداف و وظایف محقق نخواهد شد مگر با حضور و بهره‌مندی از توان افراد متخصص در این حوزه که امکان تبلور و بروز قابلیت‌های خود را با هم‌اندیشی و همبستگی با سایر اعضا در فضایی چون شورای اسلامی شهر داشته باشند.

 

مهندسی ترافیک، مهندسی عمران، مهندسی شهرسازی، مدیریت و برنامه‌ریزی، مهندسی فناوری اطلاعات، کارشناس امور اجتماعی، کارشناس امور فرهنگی، کارشناس امور ورزشی و از این نوع تخصص‌ها، نیازهای اصلی شکل‌گیری یک شورای شهر قوی و موثر در رفع مشکلات ترافیکی، ساخت و ساز و نوسازی شهر، ایجاد شهر الکترونیک و ارتقای فرهنگی، ورزشی و اجتماعی جامعه خواهد بود.

 

بالا رفتن سطح نگرش جامعه در خصوص انتخاب‌های برتر و موثر و دوری از تن دادن به غلبه برخی از نامزدها بر افکار عمومی با روش‌های مسموم و غیراخلاقی تبلیغاتی در جمع کردن آرای تا رسیدن به یک صندلی برای هیچ و ناتوانی نهایی در بهبود شرایط و رفع مشکلات شهری، از‌جمله معضلاتی است که در میادین پیرامون انتخابات چرخ می‌زند.

 

اخیرا حادثه پلاسکو ثابت کرد که چقدر تخصصی بودن شورای اسلامی هر شهر می‌تواند در نتایج حاصله و برون‌ریز این جمع موثر باشد؛ نبود تخصص کافی در افراد و تصمیم‌گیری در خصوص شهر با نگاه به معروفیت یا شناخته شده بودن صرف از سوی یک کاندیدا و تقدیم آرای به ایشان را به نوعی می‌توان خیانتی آشکار در حق شهر و سایر شهروندان قلمداد کرد.

 

فارغ از میزان دلسوزی و سلامت برخی افراد، نگاه در ترکیب ادوار مختلف شورای اسلامی شهرمان نیز این نکته را در ذهن متبادر می‌کند که چقدر در انتخابهایمان به تخصص افراد در حوزه‌های کاری مورد نیاز مدیریت شهری توجه کرده‌ایم؟ چقدر با توجه به تخصص و توانمان در این عرصه ورود کرده‌ایم؟ چقدر با خود و مردم در این زمینه صادق بوده‌ایم؟

 

اکنون وقت آن رسیده که رای‌های تقدیمی از روی تعصب و هدایا و… مواردی از این قبیل را منتفی کرده و با نگاهی توسعه‌گرایانه، خیرخواهانه و جامع‌المنافعانه به سمتی حرکت کنیم که زمینه‌های توسعه شهرمان با راهی شدن افراد اصلح، توانا و متخصص در شورای شهر هموارتر از گذشته شود.

مهدی فرزانه - کارشناس حقوق

 

 

انتهاي پيام/

 

ارسال نظر


نظرات اخیر