شهروند خبرنگار



تازه‌های سایت




آمارگیر

کد مطلب: 27730
تاریخ انتشار: چ, 1396/05/11 - 08:00
چرا ردپایی از سرمایه‌گذاری شبه دولتی‌ها در استان اردبیل نیست
وضعیت موجود استان اردبیل گواه این واقعیت تلخ است که این استان کمترین سهمی از سرمایه گذاری برخی نهادهای قدرتمند، شرکت های دولتی،هلدینگ های بزرگ اقتصادی کشور و بانکها نداشته و ندارد.

به گزارش سیفار به نقل از سبلان‌ما، استان اردبیل اولین استان پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بیست و پنجمین استان کشور است که در سال 1372 تاسیس شد و بدین منظور به استان انقلاب اسلامی شهرت یافت؛ شهرهای استان از منظر تاریخ، تمدن و فرهنگ هر کدام جایگاه خاص خود را دارند اما شهر اردبیل به مرکزیت استان به دلیل این که در دوران تاریخی منشاء تحولات عظیم و یکی از کانون های مهم فرهنگ و مهد تمدن ایران و اسلام بشمار می رفت، در این مقال قدری بیش از دیگر نقاط استان مورد توجه نگارنده قرار گرفته است.
امروز در خارج از مرزهای ایران و در مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌های مهم دنیا، شهر مقدس اردبیل و خاستگاه تشیع در ایران دوره صفویان، به دلیل تاثیرات شگرف و درخشانی که در زمان خود در سطح منطقه و دنیا بر جای داشت (907 -1148 ق) مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد، امری مهم که در داخل کشور مغفول واقع شده و در سطح برپایی سمینارهایی در سطح پایین، کلیشه ای و صرفاً برای رفع تکلیف به آن پرداخته می شود.
اهمیت این شهر فقط به دوران تاریخی محدود نمی شود بلکه اردبیل در سده های اخیر و بخصوص در تاریخ معاصر نیز در کانون توجه بوده است، شهر مقدس به سبب واقع شدن در مرز ایران و روسیه، اهمیت تجاری و استراتژیکی فوق العاده ای پیدا کرده و مدتها به عنوان مرکز بزرگ تجاری، فرهنگی و هنری ایران و قفقاز مبدل شد.
سهم بسزای استان اردبیل در نهضت مشروطیت ایران و جایگاه ارزنده آن در نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) هم قابل کتمان نیست اما پرسشی که همواره مطرح است این که با وجود پشتوانه های غنی فرهنگی، تمدنی و الهام بخش استان اردبیل و قابلیت های طبیعی ممتاز و بی بدیل و ذخایر و سرمایه انسانی ارزشمند، موقعیت تزانزیتی و تجاری، منابع معدنی، انرژی‌های باد و زمین گرمایی، برخورداري از تنوع محيطي و اقليمي، جاذبه هاي طبيعي، گردشگری و توریسم، تنوع منابع ‌غني ‌برای کشاورزی و دامداری و دهها ظرفیت فوق العاده دیگر این استان در تقسیمات کشوری و در ردیف بالاترین میانگین مهاجرت و محرومیت قرار دارد.
ناگفته پیداست که فقدان زیرساخت های تولیدی و صنعتی پایه، ضعف زيرساخت هاي ارتباطي و تأسيسات خدماتي ويژه گردشگري، كمبود تاسيسات و امكانات مهار، ذخيره سازي و انتقال آب، فقدان  مشاركت ‌شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی غیردولتی، بانکها و بنیادها برای سرمايه‌گذاري در حوزه فعاليتهاي اقتصادي، نبود صنایع تبدیلی محصولات کشاورزی و خام فروشی، نبود امکانات برای استفاده بهینه از کمپ های ورزشی و... سهمی به مراتب در عقب ماندگی انباشته و توسعه نیافتگی استان اردبیل ایفا کرده و چهره ای ناخوشایند از استان را به تصویر کشیده است.
مرور ادبیات مسئولان کشور از سطح ملی و محلی و از زمان استان شدن اردبیل در ادوار گوناگون حکایت از آن دارد که متفق القول بر ضرورت "توسعه" استان تاکید ورزیده اند اما سئوال اساسی تری که پیش می آید که چرا با وجود شعارها و وعده های بسیار، استان اردبیل برغم قابلیت های برشمرده، چنین سرنوشتی را پیدا کرده است؟ آیا جز این است که این استان علاوه بر محرومیت های تاریخی منابع مالی و بودجه از خلاء های راهبردی در مدیریت نیز رنج می برد؟ شاهدی گویا بر این مسئله، فرافکنی و توهمات تاریخی مدیران ضعیف، ناکارآمدی و نالایقی است که همواره "تبریز" را مانع توسعه "اردبیل" معرفی می کردند اما اکنون که نظاره گر وضع موجود هستند هیچ وقت حاضر نیستند تا بگویند اکنون که نزدیک به 25 سال از انتزاع استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی سپری می شود چرا اردبیل این گونه شده است!
ویژه نامه گرامیداشت روز ملی استان اردبیل در تهران نوشت: متاسفانه امروزه بخش مهمی از برنامه های توسعه از جمله چشم انداز 1404 به دلایلی که طرح آن از حوصله بحث خارج است، صرفاً روی کاغذ متوقف مانده و اگر دولت ها و مجالس مطابق با این برنامه ها،عهده دار مسئولیتی جدی بوده و برنامه ریزی عملیاتی می داشتند، بلاتردید استان اردبیل به دلیل ظرفیت های تعریف شده و اختصاصی و بر اساس آمایش سرزمین می بایستی اکنون با آمار و ارقام مشخص، سهم خود را در این زمینه اجرایی می کرد اما آنچه که امروز واقعیت دارد این است که این استان امروز به دلایل متعدد تنوانسته دربهره مندی از ثروت کشور و متقابلاً تولید ثروت و رفاه اجتماعی نقشی معین ایفا کند. ریشه یابی و آسیب شناسی تاریخی علل عقب ماندگی استان اردبیل که فهرست وار مطرح شد نافی این مسئله هم نیست که تکلیف این استان در برنامه ریزی ها و بودجه ریزی کلان کشور در هیچ زمانی مشخص نشده و مسئولان اجرایی استان و نمایندگان استان در مجالس مختلف هم از دفاع اصولی و اصلاح این رویه ناتوان بوده اند، بدین معنا که ظاهراً این استان به اتهام دارا بودن فاکتورهای طبیعی خدادادی همچون کشاورزی و گردشگری و موقعیت ترانزیتی نمی تواند سهمی از زیرساخت های توسعه صنعتی که گفته می شود مختص استانهای کویری و استانهای خاص است!  بهره مند شود اما کسی هم پاسخگوی این سئوال کارشناسی و اثبات شده نیست که مگر نه این است که امروزه بهره وری از صنعت توریسم، کشاورزی و موقعیت استراتژیکی یک منطقه متکی بر دانش و تکنولوژی با هدف ارائه خدمات بهینه و جذب مشتری در بازار رقابتی است؟ بالاخره وظیفه حاکمیتی دولت در این باره بخصوص چیست؟همین اندازه که حمایت از بخش خصوصی را در حد شعار برای خود کافی بداند و حاضر به پذیرش هیچ مسئولیتی در قبال وضع موجود نباشد!
وضعیت موجود استان اردبیل گواه این واقعیت تلخ است که این استان کمترین سهمی از سرمایه گذاری برخی نهادهای قدرتمند، شرکت های دولتی،هلدینگ های بزرگ اقتصادی کشور و بانکها حتی در فعال سازی قابلیت های اختصاصی خود نظیر کشاورزی و توریسم نیز نداشته و ندارد، سرمایه گذارانی مطمئن که ثابت کرده اند هر جا ورود کنند می توانند تحولاتی اساسی ایجاد کنند و این یک معمای حل نشده باقی مانده که چرا هیچ وقت ردپایی ازاین مراکز در استان اردبیل نبوده و نیست.

 

انتهاي پيام/

 

ارسال نظر


نظرات اخیر